اسیر

اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتي

و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي

حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است

صداي تيک تاک غم , شماره هاي صنعتي

امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان

تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق

نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟

کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين

که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقتي

شب شور

دوباره بساط طرب شد مهیا

دوباره رسیده شب شور و غوغا

شب می فروشی، شب باده نوشی

شب لب نهادن به لبهای صهبا

شب هو کشیدن، گریبان دریدن

شب پر کشیدن، پریدن به بالا

چه شبها که زهرا دعا کرده تا ما

همه شیعه گردیم و بی تاب مولا