جمعه

در اضطراب چه شب ها که صبح شان گم شد

چه روزها که گرفتار روز هفتم شد

چقدر پر از شنبه شد، به جمعه رسید

و جمعه روز تفرج برای مردم شد

گریه فراق

نه صبح های جمعه در میان ندبه کنندگانت، گریه فراق می کنیم و نه غروب جمعه که دل ها از نیامدنت غمگین است، ناله فراقی داریم. در دعای ما سهمی نداری و آن هم به دلیل همین بی معرفتی و بی اشتیاقی ماست.

آلوده

هوا امروز خیلی آلوده هست

نفسم گرفته

امروز رفتم دانشگاه اتوبوس نبود دنبال تاکسی دانشگاه گشتم نبود دیر کرده بودم دربست گرفتم رفتم دم در دانشگاه دیدم به علت آلودگی هوا تعطیله الان هم حالم خرابه از هوای کثیفه و بس ناجوانمردانه سرد است.

سلفی

سلام عزیزان میدونید که سلفی ها چکسانی هستند؟

قتیل کربلا را دوست دارم
ذبیح بالقفا را دوست دارم

من از زوار دشت کربلایم
عزیز مصطفی را دوست دارم

قسم بر آب آب کودکانش
شهید نینوا را دوست دارم

اگر چه شیعه خوبی نباشم
گل خیر النسا را دوست دارم
###اشعار روز عاشورا###
چه خوب است روز عاشورا بمیرم
که من خون خدا را دوست دارم

به والله به والله و به والله
حسین سر جدا را دوست دارم

خدایا قاری قرآن زینب
به روی نیزه ها را دوست دارم

به حق آخرین فریاد مولا
امید خیمه ها را دوست دارم

قسم بر یاس و گلهای شقایق
نسیم کربلا را دوست دارم

شوق کربلا

تو سر پناه منی یک نگاه کن آقا

 
دلم گرفته فقط شوق کربلا دارم ...

دود شهر

دود این شهر مرا از نفس انداخته است ...

به هوای حرم کرب و بلا محتاجم

تاکید بر محبت فاطمه

ازآنچه نشان از مقام بلند و جایگاه رفیع حضرت فاطمه دارد، این است که رسول اکرم بر محبت دخترش فاطمه، نهایت تاکید را می نمود؛ فاطمه محبوبترین اهل بیت نزد رسول خدا بود؛ از رسول اکرم و اهل بیت نقل شده است که هر کس محبت فاطمه را داشته باشد، در بهشت با رسول خدا و در جایگاه او خواهد بود. محبت او در چندین جایگاه سود بخش سود بخش است.

از کوی

از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم

چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی

چه به خاکم بکشانی

نه من آنم که برنجم

نه تو آنی که برانی

خیال

خیال آمدنت، دیشبم به سر زد

                                   نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد

به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شگفت

                                  خیال روی تو، نقشی به چشم تر می زد

تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم

                                   که پشت پرده اشکم، سپیده سر می زد